زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ

زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ آهنگساز نامی روس


Dmitri Shostakovich


زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ از ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۶ میلادی که چشم به جهان گشود در شهر سنت پترزبورگ آغاز شد شهری که خواستگاه بزرگانی همچون چایکوفسکی و … بوده است. او در دوران زندگی خود ۵ جایزه استالین را در سالهای ۱۹۴۱، ۱۹۴۲، ۱۹۴۶، ۱۹۵۰، ۱۹۵۲ دریافت کرد ولی رابطه خوبی با حزب کمونیست روسیه نداشت و برخوردهای ایدئولوژیکی استالین با او باعث محدودیت های زیادی برای او در دوران زندگیش گردید.

دمیتری دمیتری‌یویچ شوستاکوویچ (به روسی: Дмитрий Дмитриевич Шостакович) ‏(۲۵ سپتامبر ۱۹۰۶ در سنت پترزبورگ – ۹ اوت ۱۹۷۵) آهنگساز روس دوره شوروی بود. او چه در زمان حیات خود و چه بعد از آن به عنوان یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان سده بیستم شناخته می‌شد. شوستاکوویچ در بیشتر طول زندگی خود رابطه پر فراز و نشیبی با حزب کمونیست اتحاد شوروی و دستگاه‌های دولتی شوروی داشت. او از معدود هنرمندان شوروی است که شخص استالین بر آثارش نقد نوشت. موسیقی او به طور رسمی دو بار در سال ۱۹۳۶ و ۱۹۴۸ و به صورت دوره‌ای ممنوع اعلام شد.

از وی به عنوان یکی از نوابغ هنر شوروی یاد می‌شود.


زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ


شوستاکویچ در شهر سنت پترزبورگ روسیه به دنیا آمد و فرزند میانی از سه فرزند بولسلاویچ شوستاکویچ و سوفیا واسیلیونا کوکولینا بود. اگرچه آنان در اصل رومن کاتولیک لهستانی بودند و ریشه‌های آنان به شهر ویلکا می‌رسید، اما اجدادشان اهل سیبری بودند.

او هم به عنوان یک پیانیست و آهنگساز، نابغه‌ای کوچک بود، استعداد او بعد از درسهای پیانو که از مادرش فرا می‌گرفت در سن هشت سالگی آشکار شد. در سال ۱۹۱۸ مارش عزا را نوشت. سپس به هنرستان موسیقی رفت و در آنجا درخشید چنان‌که کمک هزینه تحصیلی مخصوصی برای وی در نظر گرفتند.

در سال ۱۹۳۲ با نینا وازار ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند بود و با آنکه در سال ۱۹۳۵ از هم جدا شدند اما خیلی زود، باز به هم پیوستند. او همواره در ازدواج اول خود با نینا وارزار تا مرگ وارزار در سال ۱۹۵۴ باقی‌ماند. ازدواج دوم او در سال ۱۹۵۶ با مارگریتا کاینوفا عضو گروه جوانان کمونیست روسیهبود، آنان سه سال بعد از هم جدا شدند.

شوستاکوویچ بر اثر سرطان ریه در ۹ اوت ۱۹۷۵ در سن ۶۸ سالگی در مسکو درگذشت و در گورستان نووودویچی به خاک سپرده شد


موسیقی در زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ : 


شوستاکویچ با تأثیر از موسیقیدانانی همچون، پروکوفیف و استراوینسکی، شیوه ترکیبی را توسعه بخشید. اولین موفقیت رسمی وی «سمفونی یکم» بود که آنرا برای پایان‌نامه‌اش در سن ۱۹ و در سال ۱۹۲۶ اجرا شد.

در سال ۱۹۲۷ برونو والتر رهبر ارکستر آلمانی سمفونی اول را در برلین به اجرا گذارد و شوستاکوویچ جوان را به شهرت جهانی رساند.

شوستاکوویچ سمفونی شماره ۲ را به سفارش حزب و دولت اتحاد شوروی و به مناسبت دهمین سالگرد «انقلاب سوسیالیستی اکتبر» تصنیف کرد و آن را «به اکتبر» نامید. این اثر از بداعتهای نخستین سمفونی او تهی است.

در سال ۱۹۳۰ آغاز کار روی اپرایی تازه به نام لیدی مکبثِ ناحیه متزنسک را آغاز کرد. اپرای «لیدی مکبث» در لنینگراد و مسکو به روی صحنه رفت و تا سال ۱۹۳۶ بارها با موفقیت اجرا شد. در این میان استالین قدرت خود را در حزب و دولت تحکیم بخشیده، پیگرد و سرکوب مخالفان را آغاز کرده بود. در سراسر کشور روشنفکران و هنرمندان نخستین قربانیان ماشین ترور بودند.

شوستاکوویچ پس از اعتراض مأموران حزبی به لیدی مکبث، سمفونی پنجم را منتشر کرد که از مهمترین کارهای او به شمار می‌رود.

اولین سمفونی او که ترکیبی از سبک آکادمی و مدرسی بود و اپرایش به نام «بینی» را می‌توان به عنوان ناسازگران‌ترین اثر مدرن او بر روی صحنه نام برد. گروو، از سمفونی چهارم او به عنوان ترکیبی عظیم از پیشرفت موسیقی شوستاکوویچ یاد کرده‌است. همچنین این سمفونی اولین اثری بود که تأثیر گوستاو مالر در آن وجود دارد. آثار اپرایی او بیشتر با مضمونهای عشق، مرگ و هنر همراه بودند.

اوج شهرت او در زمان جنگ جهانی دوم و بخاطر اثر معروفش سمفونی هفتم یا «سمفونی لنینگراد» بود.

مشهورترین آثارش ۱۵ سمفونی و ۱۵ کوارتت زهی است.

از ساخته‌های مردم پسند شوستاکوویچ والس شماره ۲ است. این اثر شهرت فراوانی برای او آورد. درسال ۱۹۹۹ استنلی کوبریک در واپسین فیلم اش به نام چشمان تمام بسته از این والس استفاده کرد.


برخورد حکومت با هنرمندان در زندگینامه شوستاکوویچ


در ژانویه ۱۹۳۶ نقدی جنجال برانگیز در روزنامه پراودا، ارگان رسمی حزب کمونیست، منتشر شد، با تیتر: «هیاهو به جای موسیقی». این مقاله را یا شخص استالین نوشته و یا متن آن را به یکی از ایادی خود دیکته کرده بود. شوستاکوویچ متهم شده بود که به جای «بازتاب احساسات خلق قهرمان شوروی» هنر خود را در خدمت «دشمنان طبقاتی» قرار داده است. اپرای درخشان «لیدی مکبث» سانسور و سپس توقیف شد و دیگر تا سال۱۹۶۱ اجرا نشد.

استالین در سال ۱۹۴۸ شروع به حذف و پاکسازی آهنگسازان کرد.

استالین به کمیسرهایش دستور داد موسیقی «سوسیالیسم واقع گرایانه» را به آهنگسازان تحمیل کنند و هر کس را که ایده دیگری دارد، به راحتی کنار بگذارند.

او همچنین گزارش داد که مردم «در سراسر اتحاد جماهیر شوروی» به اتفاق آرا، به اصطلاح فرمالیست‌ها را محکوم کردند و خواستند با تمام کسانی که نامشان در لیست سیاه بوده است، مانند وطن فروشان رفتار شود؛ «سمفونیهای روشنفکرمآب دیگر کافی است! با دستورهای روشن و صریح حزب، تمام مانیفست‌های فرمالیست‌ها را متوقف خواهیم کرد». زمان تشکیل نخستین کنگره انجمن آهنگسازان، فهرست کاملی از آهنگسازان «ضد مردم» تهیه کرد. نخستین «ضدسوسیالیست‌ها» شوستاکوویچ، پروکوفیف، خاچاتوریان و مایاکوفسکی بودند. شوستاکوویچ را بیشتر از همه به خاطر اپرای «لیدی مکبث» آزار دادند.

بسیاری از آثار او یا هرگز اجرا نشدند و یا تنها پس از مرگ استالین به اجرا در آمدند.



دمیتری شوستاکوویچ نابغه ای زیر چرخ دوران:


شوستاکویچ در هر فرم و قالبی از جمله باله موسیقی ساخته است. شوستاکوویچ ذوق و قریحه‌ای نیرومند داشت و استعداد موسیقی در او خیلی زود شکوفا شد. او در سال ۱۹۲۵ که تنها ۱۹ سال داشت، سمفونی اول خود را به عنوان تز فارغ‌التحصیلی از کنسرواتوار پتروگراد تصنیف کرد. هنگامی که این سمفونی به اجرا درآمد، نام شوستاکوویچ به عنوان فرزند اعجوبه “هنر سوسیالیستی” به سر زبانها افتاد.

از مرگ شوستاکوویچ ۳۵ سال می‌گذرد. در این سالها جایگاه آهنگساز در موسیقی کلاسیک مدرن قرن بیستم پیوسته بالاتر رفته است. کتابی که به تازگی منتشر شده، سیمای چندگانه این هنرمند و ابعاد بغرنج هنر او را نشان می‌دهد.

کتاب “ترس و تنهایی” یکی از آثار نادری است که یک نویسنده ایرانی به تمامی به آهنگسازی مدرنیست یعنی دمیتری شوستاکوویچ (۱۹۷۵-۱۹۰۶) اختصاص داده است. موضوع اصلی کتاب بررسی ۱۵ کوارتت برای سازهای زهی است که آهنگساز بزرگ “اتحاد شوروی” بین سالهای ۱۹۳۸ تا یک سال پیش از مرگ (۱۹۷۴) تصنیف کرده. اما کتاب همچنین به تفصیل به زندگی و آثار این آهنگساز بزرگ قرن بیستم پرداخته است.

هنرمندی فرزند زمانه
کارنامه هنری شوستاکوویچ Shostakovich و به ویژه دوگانگی آشکار در آثار او تنها در پرتو زمانه‌ی پرتب و تاب او قابل درک است. نویسنده در پیشگفتار کتاب یادآور شده: «نمی‌شد از آثار مجلسی بدون اشاره به سایر کارهای او به ویژه دو اپرای کامل، آثار آوازی و البته سمفونی‌ها بحث کرد. همچنین یاد از آثار او بدون توجه به زمینه تاریخی و اجتماعی ساخته شدن آنها و نیز باخبری از سوانح زندگی‌اش ممکن نبود.»
شوستاکویچ در هر فرم و قالبی از جمله باله موسیقی ساخته است. شوستاکوویچ ذوق و قریحه‌ای نیرومند داشت و استعداد موسیقی در او خیلی زود شکوفا شد. او در سال ۱۹۲۵ که تنها ۱۹ سال داشت، سمفونی اول خود را به عنوان تز فارغ‌التحصیلی از کنسرواتوار پتروگراد تصنیف کرد. هنگامی که این سمفونی به اجرا درآمد، نام شوستاکوویچ به عنوان فرزند اعجوبه “هنر سوسیالیستی” به سر زبانها افتاد.
پژواک تازه‌ترین دستاوردهای موسیقی مدرن را می‌توان در سمفونی یکم شنید، در عین حال که رگه‌های اصلی موسیقی شوستاکوویچ نیز به گوش می‌رسد. برونو والتر رهبر ارکستر نامی آلمان سمفونی اول را به سال ۱۹۲۷ در برلین به اجرا گذاشت و نگاه جهانیان را به آهنگسازی جوان در “اتحاد شوروی” کشاند.
شوستاکوویچ آهنگسازی پرکار بود و آثار بیشماری خلق کرد. به خاطر فعالیت‌های گسترده‌ی خود “جایزه قهرمان کار سوسیالیستی” را به دست آورد. او خود گفته است: «یک آهنگساز جدی باید بتواند در تمام زمینه‌های موسیقایی فعالیت کند.» او در هر فرم و قالبی موسیقی ساخته است. از سرود و ترانه، موسیقی متن فیلم و تئاتر، باله و اپرا و کنسرتوهای متعدد برای سازهای گوناگون تا اپرت و سوئیت باله و….

بدترین و بهترین موسیقی!

در میان هنرمندان بزرگ قرن بیستم دمیتری شوستاکوویچ یکی از بحث‌انگیزترین چهره‌هاست. منتقدی گفته است که بدترین و بهترین نمونه‌های موسیقی قرن بیستم را شوستاکوویچ تصنیف کرده است. در میان آثار او هم کارهای سطحی و سفارشی دیده می‌شود برای مصرف روز، مانند برخی سویت‌ها و سرودها، و هم عمیق‌ترین آثار شخصی، مانند برخی از کوارتت‌ها و سونات‌ها و کنسرتوها. او هم کارهایی نوجویانه و انقلابی دارد مانند سمفونی‌های یکم و چهارم و سیزدهم یا باله “پیچ”، و هم کارهایی کهنه و تکراری مانند برخی از موسیقی فیلم‌ها و ترانه‌های تبلیغاتی.
در میان کارشناسان موسیقی در ارزیابی کارهای شوستاکوویچ اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. نه تنها کارهای او بسیار متنوع هستند، بلکه در تفسیر آنها نیز می‌توان به راه‌های کاملا متفاوت و حتی متضاد رفت.

 در برزخ زمانه‌ی شیاد
در میان پژوهشگرانی که به کار و زندگی شوستاکوویچ پرداخته‌اند، این نظر رواج دارد که این آهنگساز در جوانی با آرمان آزادی و برابری که “انقلاب سوسیالیستی اکتبر” نوید داده بود، همدلی داشت. او نیز مانند بیشتر هنرمندان روسیه، ذوق و استعداد هنری خود را در خدمت “اولین دولت کارگری جهان” قرار داد. اما هنگامی که این نظام به سوی دولتی بوروکراتیک و سپس رژیمی خودکامه تحول یافت، او نیز مانند بسیاری از روشنفکران و هنرمندان، در درون، به آن پشت کرد، هرچند که در ظاهر به حمایت از آن ادامه‌می‌داد.
بسیاری عقیده دارند که شوستاکوویچ از نیمه دهه ۱۹۳۰ ته‌مانده‌ی امید خود به بهبود شرایط سیاسی تحت نظام سوسیالیستی را برای همیشه از دست داد. به ویژه سال ۱۹۳۶ نقطه عطفی در زندگی و آفرینش هنری این آهنگساز بود. ماشین سرکوب و کشتار استالین با قدرت و خشونت به راه افتاده و برخی از دوستان نزدیک شوستاکوویچ را له کرده بود. او احساس می‌کرد که خطر هر دم به او نزدیکتر می‌شود، زندگی او و خانواده‌اش را تهدید می‌کند.

سیمای دوگانه‌ی هنرمند
در نظامی توتالیتر یا تمامیت‌خواه، هر شهروندی حد اقل دو چهره دارد، چهره‌ای ظاهری و رسمی که برای همگان، و از جمله برای مأموران نظام مراقبت، نمایان است، و چهره‌ای مخفی که باید از دید مأموران و جاسوسان پنهان بماند. شوستاکوویچ، به گفته‌ی بستگان و دوستان نزدیک‌اش، بهای این منش دوگانه را با رفتار عصبی، سردردهای جانکاه، اندوه و افسردگی پرداخته است.
در کتاب آمده است: «با دقت به آثار این آهنگساز متوجه می‌شویم که با دو سازنده روبروییم، یکی نوآور و راست‌گو بود، دیگری کهنه و هم‌سان‌گرا (کونفورمیست)، به این اعتبار شخصیت شوستاکوویچ تراژیک بود و قصه آفرینندگی او حدیث هنرمند سده‌ی بیستم است. او گرفتار طلسم عقاید و رویدادهای تاریخی باز می‌کوشید تا کلید آزادی را در روش‌های تازه بیان هنری بیابد. هنر سده‌ی بیستم بارها تصویر چنین هنرمندی را به ما نشان داد.» (ص ۱۷۳)
نویسنده‌ی کتاب “ترس و تنهایی” پیرو این نظر است که شوستاکوویچ بنا به رویه رایج در “کشور شوراها” برای رضایت خاطر “حزب و دولت کمونیستی” آثاری ابتدایی و سطحی تصنیف می‌کرد، تا بتواند در خلوت آثار دلخواه و شخصی خود را بیافریند. او گاه به سازش تن می‌داد؛ می‌کوشید با ساختن اثری پیش پا افتاده، کارگزاران هنری را با نواله‌ای موزیکال بفریبد تا بتواند به کار خلاق خود ادامه دهد.
به عقیده بیشتر کارشناسان، کارهای حقیقی شوستاکوویچ با دلی خونین و دستی لرزان تصنیف شده و در نتیجه به دلهره و اضطراب آمیخته‌اند.

فغان از جنگ در “سمفونی لنینگراد”

سمفونی هفتم از مهمترین آثار شوستاکوویچ است، که در آن مصایب جنگ جهانی دوم، رنج و درد شهروندان بی‌گناه، شیون و فغان قربانیان و سرانجام مقاومت حماسی اهالی شهر، با قدرتی کم‌نظیر ترسیم شده است.

ارتش آلمان نازی در سحرگاه ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ به شوروی حمله کرد و با شتابی رعب‌آور تا لنینگراد پیش رفت و این شهر را به محاصره گرفت. محاصره این شهر ۹۰۰ روز طول کشید. در نزدیک سه سال ۶۰۰ هزار نفر کشته و یک میلیون نفر از ساکنان لنینگراد ناپدید شدند و مردم رنج و مشقتی توصیف‌ناپذیر تحمل کردند. مردم حاضر بودند سرما و گرسنگی و هر عذاب دیگری را تحمل کنند اما در برابر ارتش نازی تسلیم نشوند.
شوستاکوویچ که به ارتش فرا خوانده شده بود، در دفاع ضدهوایی شهر خدمت می‌کرد. در روزهای تیره و تاری که ارتش نازی با حملات مرگبار توپخانه بر دروازه‌های شهر فشار آورده بود و عفریت مرگ بر فراز شهر پرواز می‌کرد، خون گرم مقاومت ذره ذره در رگ‌های منجمد شهر پخش می‌شد.
سمفونی هفتم (لنینگراد) برای نخستین بار در نهم اوت ۱۹۴۲ به اجرا در آمد، و چند روز بعد در مسکو نیز اجرا شد. گفته‌اند که در جریان هر دو اجرای سمفونی، هم در لنینگراد و هم در مسکو آژیر حمله هوایی طنین انداخت و از مردم خواسته شد سالن را ترک کنند. اما هیچکس از سالن بیرون نرفت و اثر بزرگ شوستاکوویچ تا پایان اجرا شد.
دستنوشته سمفونی هفتم با دشواری به آمریکا رسید. آرتورو توسکانی‌نی رهبر نامی ارکستر، اثر بزرگ شوستاکوویچ را با ارکستر فیلارمونیک نیویورک اجرا کرد. با اجرای پرشور و سرزنده‌ی او، حماسه مقاومت لنینگراد و نوید شکست ارتش نازی به گوش میلیونها انسانی رسید که در آرزوی پایان جنگ روزشماری می‌کردند.

مویه بر قربانیان
شاستاکوویچ ذوق و استعداد هنری خود را در خدمت “اولین دولت کارگری جهان” قرار داد.کوارتت شماره ۸، اپوس ۱۱۰، از بالغ‌ترین و مؤثرترین آثار شوستاکوویچ است. او این اثر را در سال ۱۹۶۰ طی چند روز هنگام دیدار از شهر درسدن در آلمان شرقی ساخت و آن را به “قربانیان جنگ و فاشیسم” تقدیم کرد. اما پیرامون این اثر زیبا همواره بحثهای فراوان جریان داشته است.
برخی عقیده دارند که “جنگ و فاشیسم” تنها بهانه‌ایست تا آهنگساز در این اثر با لحنی پر سوز و گداز از سرنوشت تلخ میهن و هم‌میهنان تیره‌روز خود بگوید، که در چنگال ظلم و بیداد اسیر بودند. و شاید شوستاکوویچ در این اثر تنها یادبودی موزیکال برای زندگی خود ساخته، که چنان که خود گفته است: “هیچ شادی بزرگی در آن وجود نداشت.”

برخی از آثار دمیتری شوستاکوویچ


  • پانزده سمفونی

  • پانزده کوارتت زهی

  • دو سونات پیانو

  • اوورتور

  • دو تریوی پیانو

  • کوینتت پیانو و ۲۴ پرلود و فوگ

  • دو اپرا

  • شش کنسرتو

  • موسیقی چند فیلم معتبر


منابع مقاله زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ:


سهام سلامت – وبلاگ موسیقی آکادمیک

سایت ویکی پدیا


برای کسب اطلاعات بیشتر درباره تور روسیه (کلیک کنید)

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره سایر جاذبه های گردشگری روسیه (کلیک کنید)

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره هتل های روسیه (کلیک کنید)

سایت انگلیسی زبان ما : (کلیک کنید)

زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ

زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ

زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ

زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ

زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ

زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ

Tags

About: تور روسیه

دفتر خدمات مسافرتی و گردشگری شیوار سیاوشان متشکل از متخصصین مجرب گردشگری در نظر دارد پایه گذار خدمات دهی با استانداردهای بین المللی باشد. ما آنچه شما می خواهید را برنامه ریزی خواهیم کرد و بهترین پیشنهادات را با شعار مشاور امین سعی می کنیم به شما ارایه کنیم. چون ما معتقدیم ما امانت دار وقت و هزینه شما هستیم آدرس ما : شریعتی، نرسیده به تقاطع دولت، پلاک 1564(برج اداری فرهنگ)، طبقه 4 ، واحد 10 تلفن تماس : 22644204 - 22644207 - 22623864 موبایل : 09192120524

You may also like...

0 نظر “زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعیه مهم شیوار

خبرنامه ایمیلی شیوار

عضویت در کانال تلگرام
کانال یوگا و سلامتی نگین

تقویم شمسی

اردیبهشت ۱۳۹۷
شیدسچپج
« فروردین  
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱ 

Follow Us

عضویت در باشگاه تورهای ماجراجویانه

Powered by us.groups.yahoo.com

**********************
عضویت در باشگاه تعطیلات

Powered by us.groups.yahoo.com